من آمده ام وای وای
من اومدم و ................
هیچ می دونستین که دعوا کردن یه دوست از گناهان کبیره است.
یه عالمه دلیل غیر منطقی برای نبودنم دارم و از همه معذرت می خوام ....
من اومدم و ................
هیچ می دونستین که دعوا کردن یه دوست از گناهان کبیره است.
یه عالمه دلیل غیر منطقی برای نبودنم دارم و از همه معذرت می خوام ....
آتش زد و من مهار کردم
دیوانه ی او مگر نبودم ؟
من با دل خود چکار کردم ...
به سلامتی و میمنت مهمونهام رفتن ..... ![]()
امروز باید با ریئسمون راجع به یه موضوع مهمی صحبت کنم .برام دعا کنین که جوابش مثبت باشه ![]()
از صبح ۱۰ دفه تصمیم گرفتم برم پیشش نمی دونم چرا مرگم میومد نمی تونستم حرف بزنم ![]()
کلا شبیه فیلمهای زمان چارلی چاپلین (صامت) شدم .صورتم از تو داغ می شه و نمی تونم حرف بزنم ...![]()
پ .ن : ساعت ۳:۰۵ دقیقه اس .هنوز نتونستم حرف بزنم .تا می خوام برم یه نیروی بزرگی جلومو می گیره
پ .ن: ساعت ۴:۲۸ دقیقه .هنوزم چیزی نگفتم ........چم شده نمی دونم ؟
پ . ن: ساعت ۳:۰۹ دقیقه بعداز ظهر فرداش ..... من هنوز حرفمو نزدم .دلم می خواد خودمو یه کتک سفتی بزنم
پ . ن: ساعت ۴ عصر ، هنوزم هیچی ..
........ساعت ۴:۴۳ دقیقه ، ای خاک عالم بر سر بی زبونت ...
پ.ن: ساعت ۵۵ :۴دقیقه .حرفمو زدم ...
حرفمو زدم .....
هنوز جواب نداده البته
اما خیلی مثبت بود.....![]()
اصل و نسب برخی از واژه ها و عبارات مصطلح در زبان فارسی در واژه ها عبارتی از یک زبان بیگانه قرار داردو شکل دگرگون شدة آن وارد زبان عامة ما شده است.
به نمونه های زیر توجه کنید:
زِ پرتی: واژة روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاقهای روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می افتاد دیگران میگفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بارکسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.
هشلهف: مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه ها یا عبارات ازیک زبان بیگانه تا چه اندازه میتواند نازیبا و نچسب باشد، جملة انگلیسی (I shall haveبه معنی من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده اند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژة مسخره آمیزرا برای هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کارمیبرند.
چُسان فُسان: از واژة روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.
شِر و وِر: از واژة فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.
فاستونی: پارچه ای است که نخستین بار در شهر باستون Boston در امریکا بافته شده است و بوستونی میگفته اند.
اسکناس: از واژة روسی Assignatsia که خود از واژة فرانسوی Assignat به معنی برگة دارای ضمانت گرفته شده است.
فکسنی: از واژة روسی Fkussni به معنی بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده است.
لگوری (دگوری هم میگویند): یادگار سربازخانه های ایران در دوران تصدی سوئدیها است که به زبان آلمانی (Lagerhure) به فاحشة کمبها یا فاحشة نظامی میگفتند.
نخاله: یادگار سربازخانه های قزاقهای روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ میگفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده اند .